پس از تغییر و تحولات بوجود آمده بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و در پی انتخاب رابرت اف. کندی جونیور بهعنوان وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و خدمات انسانی ایالات متحده از سوی رئیس جمهور آمریکا، پیشینه و رویکرد این حقوقدان و نویسندهی آمریکایی بیشتر از قبل مورد توجه رسانهها قرار گرفت. او که از دو دهه قبل بهعنوان یکی از مشهورترین مخالفان و منتقدان رویکردهای غالب در پزشکی مدرن و صنایع و مافیای دارو در جهان شناخته میشد در سال ۲۰۲۱ با انتشار کتابی بهنام آنتونی فاوچی واقعی در شمار پرفروشترین و پرخوانندهترین نویسندگان روز قرار گرفته بود. این کتاب در باب زمینهی تاریخی بحران کرونا نوشته شده و به انتقاد از رویکرد تشکیلات پزشکیِ آمریکا در پاسخ به بحران کووید -۱۹ و سایر اپیدمیهای از این دست میپردازد. کتاب آنتونی فاوچی واقعی اواخر سال ۱۴۰۱ با ترجمه مصطفی آقایی و توسط نشر دهکده هُوسم به زبان فارسی منتشر شد که مورد استقبال علاقمندان خاص این حوزه قرار گرفت. همزمان با پیشنهاد تصدی وزارت بهداشت به نویسنده این کتاب و افزایش توجه عمومی به او، وبسایت انتشارات دهکده هُوسم با بازنشر بخشهایی از مقدمهی مترجم فارسی آنتونی فاوچی واقعی یک بار دیگر به معرفی اثر نامبرده برای خوانندگان فارسیزبان میپردازد.
نویسندهی کتاب، برادرزادهی جان اف. کندی و فرزندِ رابرت اف. کندی که هردو در دههی ۱۹۶۰ به قتل رسیدند، در گذشته یک وکیل و فعال محیط زیستِ خوشنام و در شمار سوگلیهای رسانههای لیبرال آمریکا بود. او بهخاطر تخصص در مسمومیتِ جیوه از سال ۲۰۰۵ به بحث ایمنی واکسنها ورود کرد و محبوبیتِ رسانهای پیشین را از دست داد. اگرچه رابرت کندی هرگز ضدّواکسن نبود و از واکسنها بدان شرط که دادههای پنج-سالهی مرگومیر نشان میداد از میزان مرگ میکاهند حمایت میکرد، رفته-رفته منتقد فساد افسارگسیختهی تشکیلات پزشکی و صنعت داروی آمریکا شد و ایمنی و اثربخشی چندین واکسن را به پرسش کشید. در سالِ ۲۰۲۰ کندی بحرانِ کرونا را اوجگیری فساد دیوانهواری دانست که از سالها قبل نگرانش بود، بحرانی که میرفت تا چیرگی فرجامینِ کارتل پزشکی و صنعت دارو بر بشریت را در قالب یک کودتای جهانی علیهِ دموکراسی و ارزشهای لیبرال رقم بزند. در این کتاب کندی برای کاویدن زمینهی تاریخی بحران کرونا زندگی شغلی عالیترین مقامِ بوروکراسی پزشکی آمریکا یعنی آنتونی فاوچی را پی میگیرد که اگرچه از دههی ۱۹۸۰ مهمترین چهرهی تشکیلاتِ پزشکی در این کشور بود، تنها در سال ۲۰۲۰ و در آستانهی هشتاد-سالگی در مقام فرماندهِ پاسخ کووید حکومت ایالاتِ متحده به شهرت همگانی رسید. فاوچی قهرمانِ کروناهراسی و واکسنپرستی در آمریکا شد و به ترویجِ سرسختانهی یکی از افراطیترین نسخههای روایت رسمی کرونا پرداخت: توصیه به قرنطینه، بیاعتنایی به درمانِ زودهنگام و تقویتِ سیستم ایمنی، مخالفت فعال با استفاده از داروهای بینسخه و ارزان، و ترویجِ نامشروطِ رمدسیویر و «واکسن»ها ضمن انکار مسمومیتزایی و عوارضشان.
فصلِ نخستِ این کتاب روایتِ رسمیِ کرونا را موردِ انتقاد قرار میدهد. هرچند این فصل به جزئیاتِ آنچه در ایالات متحده گذشت میپردازد، اطلاعاتش دربارهی بیاعتنایی به درمانِ زودهنگام، سرکوبِ داروهای درمانگر، کشتار با رمدسیویر، و تحمیل «واکسن»های بیفایده و خطرناکِ صنعت دارو تنها به آمریکا مربوط نیست. مرور این اطلاعات و ارزیابیِ منابعِ ارائه-شده میتواند گامی در جهتِ نقدِ پاسخ بسیاری از حکومتها از جمله جمهوری اسلامی به بحرانِ کرونا باشد. پرداختن به این جزئیات راهگشاست و کلیگویی و کلیشهسازیِ حکومتها و رسانههای بزرگ را به چالش میکشد. این کتاب، برعکسِ مراجع رسمی و رسانههای زنجیرهای، با خوانندگان خود همچون کودکانی که باید بهحکمِ سرپرستشان گردن نهند رفتار نمیکند، بل با بررسیِ خونسردانه و معرفی منابع به علاقمندان امکان میدهد تا با تفصیل بیشتر با جزئیاتِ بحثها درگیر شوند.
بلندگوهای تشکیلات پزشکی از پرداختن به جزئیاتِ پاندمی بیزار اند. آنها ترجیح میدهند با متون کوتاه و «راستیآزمایی»های جهتدار، بی هرگونه اشاره به اطلاعاتِ دست-اول، احکامشان را با صدای بلند تکرار کنند تا توزیع نیشداروها و آمپولهای اربابانشان آسانتر گردد. تنها استناد آنها اشارهی کلامی به مرجعیتِ «متخصصان» یا «کارشناسان» است، و هرگاه یک متخصص یا کارشناس روایتِ رسمی را به پرسش بکشد او را بهعنوانِ «نظریهپرداز توطئه» تخطئه میکنند. آنها هرگز به جزئیاتِ استدلال مخالفان نمیپردازند زیرا روایتِ رسمی چنان ناهمساز و ضعیف است که هرگونه بازنمایی از استدلالهای مخالف تهدید اش میکند. این کتاب برای کسانی نوشته شده که خواهان درگیری با اطلاعات اند و از اینکه تشکیلاتِ پزشکی طیّ این بحران با آنان همچون کودکِ خردسال رفتار کرده است شکایت دارند. آنان میدانند که در عصرِ اینترنت و رسانههای اجتماعی پراکندنِ دروغها و گمانهزنیهای سطحی بهجای حقیقت آسان است و بهدرستی به بیشترِ نظراتِ مخالف با روایت رسمی بدگمان اند، اما این بدگمانی سبب نمیشود که روایت دولتمردانِ اقتدارگرا و فروشندگان محصولاتِ دارویی را دربست بپذیرند. چه بسا خیلی از کسانی که این کتاب را سودمند مییابند در مجموع حامی روایت رسمی کرونا باشند، اما این روایت را فراسوی هرگونه موشکافی مقدس نمیشمارند و همواره در برابر دادهها و نظرات نو گشوده اند. هدف آنتونی فاوچیِ واقعی آن است که به چنین کسانی امکان دهد تا با روایتِ تشکیلاتِ پزشکیِ جهان از بحرانهای معاصر رویاروییِ انتقادی داشته باشند و سرانجام خود قضاوت و نتیجهگیری کنند. فصل دوم کتاب رابطهی فاسد تشکیلات پزشکی آمریکا با صنعت دارو را تصویر میکند، و فصول سوم تا ششم تاریخی مختصر از بحران ایدز پیش مینهند که فاوچی در اوایل دوران زمامداریش مدیریت کرد و از آن چیزهای زیادی آموخت. آنچه فاوچی از بحران ایدز برگرفت الگویی بود برای تضمین سودِ صنعت دارو، تأیید نیشداروهای خطرناک در FDA با کارآزماییهای سست، و اهریمن ساختن از دانشمندان و پزشکان مخالف با دستورالعملهای حکومتی. این الگو به فهمِ رفتارِ مراجعِ رسمی در دوران کرونا کمک میکند. فصولِ هفت و هشت به آزمایشِ بیرحمانهی نیشداروهای ایدز توسطِ تشکیلاتِ پزشکی روی کودکانِ بیسرپرستِ آمریکایی و کودکانِ آفریقایی میپردازند. شاید خواندن این دو فصل از همه دشوارتر باشد، بهویژه برای آنان که فرزندان خردسال دارند. با اینکه قساوتهای کارآزماییهای ایدز یارانِ فاوچی در رسانهی بزرگ چون BBC گزارش شده است، میزانِ آگاهیِ عمومی از این واقعیاتِ تکاندهنده بسیار کم است. برای بیشتر شهروندان تصور اینکه دانشمندان و پزشکانی که عملیاتِ «علم» را پیش میبرند با کودکان محروم و بیبهره از مدافع همچون موش آزمایشگاهی رفتار کنند و بهواقع بسیاری را بیرحمانه بکشند دشوار است. فصلهای نُه و ده با تمرکز بر همپیمانی فاوچی و بیل گیتس در قرن بیستویکم به توصیفِ آنچه «استعمار پزشکی» خوانده شده میپردازند، یعنی بهرهبرداری صنایعِ دارویی از زندگیِ کمبهاترِ انسانها در کشورهای فقیر بهویژه آفریقا برای آزمودن یا تخلیهی محصولاتی که برای آزمایش یا فروش در جهان غرب زیادی خطرناک یا بدنام اند. فصل ده همچنین به ابعاد نگرانکنندهی بحث اضافهجمعیت میپردازد و اتهاماتِ وارده به کارتلِ گیتس/فاوچی را دربارهی عقیمسازی مخفیانهی جمعیتهای جهان سوم میکاود. فصلِ یازده بزرگنمایی یا جعل شیوعهای پیاپی انواعِ بیماریهای عفونی را در دهههای اخیر وقایعنگاری میکند، از جمله آنفولانزای خوکی ۱۹۷۶ و آنفولانزای خوکیِ ۲۰۰۹، که هردو به رسواییِ علنیِ واکسنهای مافیای دارو انجامیدند و به نسخههایی شکست-خورده از عملیاتِ کووید-۱۹ شبیه اند، و نیز سارس و آنفولانزای پرندگان در دههی ۲۰۰۰ و دنگی، زیکا، و ابولا در دههی ۲۰۱۰، که همه تلاشها و آزمایشهایی بودند در جادهای که سرانجام در عملیاتِ سالِ ۲۰۲۰ به مقصد رسید. واپسین فصل به تشریحِ مانورها و تمریناتِ تشکیلاتِ پزشکی برای هماهنگسازیِ مدیریتِ بحرانهای سلامت در دو دههی گذشته اختصاص دارد، از جمله آخرین تمرین پیش از عملیاتِ کرونا بهنامِ «رویدادِ ۲۰۱»، که در پاییزِ ۱۳۹۸ و طبق روایت رسمی درست همزمان با آغاز گردش ویروس در ووهان برگزار شد و با دقت خیرهکننده جنبههای گوناگون بحران کووید را پیشبینی کرد. این فصل روی نقش آژانسهای اطّلاعاتی و سوداگرانِ تسلیحاتِ زیستی در هدایتِ این مانورها انگشت میگذارد. نویسنده میکوشد رابطهی تشکیلاتِ پزشکی جهان با دستگاه اطلاعاتی و نظامیِ حاکم بر کشورهای غربی را در پیوند با فساد فراگیر این تشکیلات بررسی کند.
پس سیرِ کتاب چنین است: آغاز با نقدِ روایتِ رسمیِ کووید-۱۹، سپس دور شدن از آن بحران بهمنظورِ آشنایی با زمینهی اجتماعی و پیشینهی تشکیلاتِ پزشکی، و سرانجام تعقیبِ عملیات پیاپی این تشکیلات در سدهی بیستویکم و باز رسیدن به آستانهی سال ۲۰۲۰ و قابلِ فهم ساختنِ جنبههای گوناگون ماجرای آن سال. از این رو بخشِ اعظمِ موادِ کتاب بیواسطه به طاعونِ خفاش مربوط نیست و خواندنِ آن ما را به دلمشغولیِ وسواسگون و انحصاری با ماجرای کرونا وانمیدارد. از سوی دیگر فراهم آمدنِ زمینهی تاریخی و اجتماعیِ بحرانِ کووید در یک متن کمک میکند تا این بحران را در بافتاری گستردهتر از آنچه چرخهی شبانهروزیِ اخبار و مطالبِ اینترنتیِ روز پیش مینهند جای دهیم.